علــــــی ولـــــــی الله
نويسندگان
لينک دوستان

در تاریخ اسلام، غدیر و امامت همان اندازه اهمیت دارد که روز مبعث؛ زیرا غدیر، امامت را به وجود آورد و ادامه رسالت بود. حاج میرزا جواد ملکى تبریزى در این‏باره مى‏نویسد: «روز غدیر نسبت به مبعث، به منزله باطن از ظاهر و به منزله روح از انسان است؛ زیرا هر چه در مبعث از خیر و سعادت وجود دارد، مشروط به ولایت امیر مؤمنان و امامان است».
به دلیل اهمیت عید غدیر به عنوان بزرگ‏ترین و مهم‏ترین اعیاد اسلامى است که آداب بى‏شمارى براى آن بیان شده است. فراوانى آداب و اعمال این روز، با اعمال هیچ روزى قابل مقایسه نیست و در این آداب و اعمال، همه گروه‏ها مورد خطاب قرار گرفته‏اند. از جمله آداب عبادى این روز به نماز شب و روز غدیر، نماز مسجد غدیر، روزه، یاد خدا و پیامبر، زیارت امیر مؤمنان على علیه‏السلام و غسل مى‏توان اشاره کرد.
همچنین جشن و عید گرفتن، تبریک و تهنیت به پیامبر، امیر مؤمنان و یکدیگر، دید و بازدید، صدقه دادن، دیدار با رهبرى و بیعت و اتحاد و اجتماع، از جمله آداب اجتماعى و سیاسىِ سفارش شده در این روز است


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:36 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0

بزرگداشت غدیر برای امر ظهور


اگر در خصوص داستان و فلسفه ی عید غدیر خم کتاب ها نوشته شود باز هم حق مطلب ادا نشده است زیرا عظمت و بزرگی غدیر خم به شخصیت والای انسانی کامل و نمونه در خلقت گره خورده است که گفته اند :

کتاب مدح تو را آب بحر کافی نیست 

که تر کنند سرانگشت و صفحه بشمارند

و این سخن و بیت گزافه و اغراق و غلوّ نیست حقیقتی کتمان نشدنی است هرچند در نظر ما کوته بینان چنین نماید .

غدیر نقطه ی شروع و تثبیت ولایت است و اکمال دین اسلام .

که فرمود : الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا

غدیر معیاری است برای پیروی از رسالت و هدایت به نام ولایت در حجة الوداع آن هنگام که اعمال و مناسک حج به پایان رسیده بود بار دیگر جبرئیل امین بر خاتم انبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله نازل شد و چنانکه پیش از این نیز چندین بار تأکید بر ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده بود با ابلاغ آیه ی یا ایهاالرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک پیامبر صلی الله علیه و آله را با تأکید فراوان به اجرای مأموریتی مهم امر فرمود :

و مفسران بر این باورند که هیچ یک از آیات قران در امر ابلاغ به این محکمی و تأکید بیان نشده است .

به راستی مگر چه امر مهمی است که حتی فخر بشریت که در همه ی اوصاف خداوندی بی نظیر است و شجاعت و استقامتش مثال زدنی است در ابلاغ آن بیمناک است تا آنجا که خداوند می فرماید والله یعصمک من الناس

پیش از این بارها حضر ختمی مرتبت را متهم به جنون و شاعری و ... نموده بودند اما این کدامین سخن است که باید پیامبر صلی الله علیه و آله ابلاغ کند و نیازمند پشتیبانی والله یعصمک من الناس است .


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:32 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0

خدا را ،خدارا ،در مورد خانه پروردگا رتان ،تا آنگاه که زنده هسید

 آن را خلوت نگذارید که اگر چنین کنید در امان نخواهید بود .

خدا را،خدارا،درمورد نماز ،چرا که نماز ستون  وپایه دین شماست و ر مز پیوند با خدایتان.

خدارا خدارا ،در باره زکات ورعایت حقوق محرومان ،چرا که با پرداخت زکات خشم پرودگارتان را فرو می نشانید.

خدارا  خدارا ،در باره روزه داری ماه خدا ،چرا که روزه واقعی سپری است در برابر آتش شعله ور دوزخ.

خدا را خدارا  در  باره جهاد در راه  حق ،چرا که باید با مال وجان  زبانتان در راه خدا وتحقق حقوق انسانها

و آزادی و ا منیت  وعدالت هماره مبارزه وجهاد کنید .

خدا را  خدا را ، در باره نسل پاک  وپاکیزه پیا مبرتان ،مبادا در میان شما برآنان ستم رود و شما از آنان حمایت نکنید .

خدرا  خدارا ،درباره یاران راسین پیا مبرتان ! آنان که نه بدعتی در دین نهادند و نه بدعت تراشی راپناه

دادند و یار ی کردند ، چرا که پیامبر  ص سفارش اینان  را نمود و بر  بدعت گذار ان و پناه دهندگان آنان

نیز لعنت فرستاد .

خدارا  خدارا ، درباه بینوایان ومحرومان  جامعه ،آنان را در امکانات و دارایی های خویش شرکت دهید .

 

 خدارا خدارا ،در باره  رعایت حقوق زنان وکنیزکان مبادا حقوق آنان را زور مداران  ویافریبکاران پایمال کنند .

 

وآن گاه فرمود نماز را  ،نماز را  ،نماز را آن گونه که شایسته  و بایسته است برپا دارید ودر راه خدا از سرزنش گران نهراسید تا خدا در برابر ستمکاران ونقشه های شرر  بار آنان ،شمارا یاری کند و پشیبانتان باشد .....


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:30 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0

 

خلاصه اى از واقعه غدير

اعلان عمومى براى سفر حج
در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (عليهم السلام) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدير خم - كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروان‌ها بود ـ حضور يابند.

سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.

اجتماع عظيم در غدير
با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (صلى الله عليه و آله) صادر شد و مركب‌ها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد.

به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از سنگ‌ها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.

هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر (صلى الله عليه و آله) بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر فراز منبر يك پله پائين‏تر در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.

سخنرانى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)
پيامبر اكرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند. با در نظر گرفتن اين شكل خاص از منبر و سخنرانى كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مى‏شوند به استقبال سخنان حضرت مى‏رويم كه آن را مى‏توان در يازده بخش ترسيم نمود:

پيامبر (صلى الله عليه و آله) در اولين بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب عليه السلام ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

در سومين بخش، حضرت امامت دوازده امام (عليهم السلام) را تا آخرين روز دنيا اعلام نمودند تا همه طمع‌ها يكباره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسان‌ها در طول زمان‌ها و در همه مكان‌ها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه (عليهم‌السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند.

براى آن كه هرگونه ابهامى از بين برود و دست منافقين از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پيامبر (صلى الله عليه و آله) با دست‌هاى مبارك بازوان اميرالمؤمنين (عليه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پيامبر قرار گرفت. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بوده ام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.»

سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه (عليهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.

در بخش پنجم حضرت صريحا فرمودند: «هر كس از ولايت ائمه (عليهم السلام) سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى‏كند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه اى از فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) را متذكر شدند.

مرحله ششم از سخنان پيامبر (صلى الله عليه و آله) جنبه غضب الهى را نمودار كرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از اين آيات عده اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم‏پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده است، و چشم‏پوشى از آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست.»

سپس به پيشوايان گمراهى كه مردم را به جهنم مى‏كشانند اشاره كرده فرمودند: «من از همه آنان بيزارم.» اشاره اى رمزى هم به «اصحاب صحيفه ملعونه» داشتند و تصريح كردند كه بعد از من مقام امامت را غصب مى‏كنند و سپس غاصبين را لعنت كردند.

در بخش هفتم، حضرت تكيه سخن را بر اثرات ولايت و محبت اهل بيت (عليهم السلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقيم در سوره حمد شيعيان اهل بيت (عليهم السلام) هستند.»

سپس آياتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت كردند و آنها را به شيعيان و پيروان آل محمد (عليهم‌السلام) تفسير فرمودند. آياتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (عليهم السلام) معنى كردند.

در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقية الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى (ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره كردند و آينده اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانيان مژده دادند.

در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب (عليه السلام) دعوت مى‏كنم. پشتوانه اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كرده ام، و على هم با من بيعت نموده است. پس از اين بيعتى كه از شما مى‏گيرم از طرف خداوند و بيعت با حق¬‌تعالى است.

در دهمين بخش، حضرت درباره احكام الهى سخن گفتند كه مقصود بيان چند پايه مهم عقيدتى بود: از جمله اين كه چون بيان همه حلال‌ها و حرام‌ها توسط من امكان ندارد با بيعتى كه از شما درباره ائمه (عليهم السلام) مى‏گيرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قيامت بيان كرده ام. ديگر اين كه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر، تبليغ پيام غدير درباره امامان (عليهم السلام) و امر به اطاعت از ايشان و نهى از مخالفتشان است.

در آخرين مرحله خطابه، بيعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرائط غير عادى زمان و مكان و عدم امكان بيعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبان‌هاى شما اقرار بگيرم.»

سپس مطلبى را كه مى‏بايست همه مردم به آن اقرار مى‏كردند تعيين كردند كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (عليهم السلام) و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسل‌هاى آينده و غائبان از غدير بود. در ضمن بيعت با دست هم حساب مى‏شد زيرا حضرت فرمودند: «بگوييد با جان و زبان و دستمان بيعت مى‏كنيم.»

بيعت عمومى
پس از اتمام خطابه پيامبر (صلى الله عليه و آله)، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين (عليه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه حضرت مى‏شدند و پس از بيعت و تبريك، در خيمه اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور مى‏يافتند و با آن حضرت بيعت مى‏كردند و تبريك مى‏گفتند.

زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى كه پرده اى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) دست مبارك را در يك سوى پرده داخل آب قرار مى‏دادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مى‏دادند.

وقايع سه روز در غدير
در طول سه روز توقف در غدير، پس از ايراد خطابه چند جريان به عنوان تأكيد و به نشانه اهميت غدير به وقوع پيوست كه شرح آن چنين است:

پيامبر (صلى الله عليه و آله) در اين مراسم، عمامه خود را ـ كه «سحاب» نام داشت به عنوان افتخار بر سر اميرالمؤمنين (عليه السلام) قرار دادند.

حسان بن ثابت از پيامبر (صلى الله عليه و آله) درخواست كرد تا در مورد غدير شعرى بگويد، و با اجازه حضرت اولين شعر غدير را سرود.

جبرئيل عليه السلام به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: «پيامبر براى على بن ابى طالب عهد و پيمانى گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى‏زند.»

مردى از منافقين گفت: «خدايا اگر آنچه محمد مى‏گويد از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست.» در همين لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد، و اين معجزه غدير تأييد الهى را بر همگان روشن كرد.

پس از سه روز مراسم پر شور غدير پايان يافت، و آن روزها به عنوان «ايام الولاية» در صفحات تاريخ نقش بست. مردم پس از وداع با پيامبرشان و معرفت كامل به جانشينان آن حضرت تا روز قيامت، راهى شهر و ديار خود شدند. خبر واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و خداوند بدينگونه حجتش را بر همه مردم تمام كرد.

برگرفته از كتاب غدير در آيينه، محمد انصارى، ص 32 .


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:28 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0

 

فصل تنهايي زهرا و علي سر شده است

شب اين واديه چون روز منور شده است


زودتر از همه مژده به پيمبر دادند

نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است

 

نقل مي‌کنند يک روز مردي از اهل شام امام حسن عليه السلام رو سوار بر مرکب ديد.

شروع کرد به لعن و سَبِّ ايشون و پدر بزرگوارشون!

حضرت پاسخي ندادند تا شخص ساکت شد.


سپس با چهره‌اي خندان به آن فرد سلام دادند و فرمودند:

أَيُّهَا الشَّيْخُ أَظُنُّکَ غَرِيباً وَ لَعَلَّکَ شَبَّهْت

اي پيرمرد! به گمانم در اين شهر غريب هستي. شايد سوء تفاهمي شده.

اگر از ما رضايت بخواهي رضايت مي‌دهيم، اگر درخواستي داري به تو عطا مي‌کنيم، اگر راهنمايي بخواهي راهنمائيت مي‌کنيم، اگر از ما مرکبي بخواهي به تو مرکب مي‌دهيم، اگر گرسنه باشي به تو غذا خواهيم داد، اگر برهنه باشي برايت لباس تهيه مي‌کنيم، اگر نيازمند باشي بي نيازت مي‌کنيم و اگر رانده شده‌اي پناهت خواهيم داد.

اگر مرکبت را به سمت ما حرکت دهي و مهمان ما باشي تا موقعي که بخواهي برگردي بسيار خوب خواهد بود! وقتي مرد شامي اين سخنان رو شنيد گريست و گفت:

أَشْهَدُ أَنَّکَ خَلِيفَةُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه

شهادت ميدهم که تو خليفه خدا روي زمين هستي

و خداوند بهتر مي‌داند که رسالتش را در کجا قرار دهد.


تو و پدرت دشمنترين خلق خدا نزد من بوديد ولي اکنون محبوبترين آفريده‌ي خدا هستيد. سپس مرد به سمت خانه‌ي حضرت حرکت کرد و تا هنگامي که در مدينه بود مهمان امام حسن عليه السلام بود.

(بحارالانوار جلد43 صفحه344)


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:12 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0

سیدمحمدمهدی جعفری، شارح و مترجم برگزیده نهج البلاغه با اشاره به نامگذاری سال 89 به عنوان سال همت و کار مضاعف گفت: در نهج البلاغه امام علی (ع) موضع روشنی نسبت به کار و تلاش وجود دارد و این امام همام، همواره انسان را به کار و تلاش تشویق کرده است.
 
وی با بیان اینکه مبانی همت، کار و تلاش از نهج البلاغه قابل استخراج است، افزود: امام علی (ع) نه تنها برای دنیا بلکه برای آخرت نیز به فعالیت و کار تأکید می فرمودند و در جمله معروفی از وی، عبارت «العمل العمل» بیان شده است.
 
جعفری در تبیین معنای عبارت «العمل العمل» گفت: این عبارت در اصطلاح علوم بلاغی به معنای «اغراء» یعنی «تشویق کردن» است. امیرالمؤمنین انسان را به استفاده از فرصت ها تشویق می کند و او را به مسیر «عمل» سوق می دهد، چون این دنیا محل عمل و جهان آخرت، محل حسابرسی است.
 
مدیر گروه نهج البلاغه دانشکده علوم حدیث با تأکید بر اینکه امام علی (ع) عمل اخروی و دنیوی را جدا از یکدیگر نمی دانست، اظهار داشت: امیرالمؤمنین می فرمود: انسان نباید چنان به دنیا بچسبد که گویی هیچ هدفی جز پرداختن به دنیا ندارد و همچنین نباید آنچنان تارک دنیا شود که تنها برای آخرت بکوشد و زندگی اش دچار اختلال شود.
 
وی با اشاره به خطبه 208 نهج البلاغه اظهار داشت: پس از جنگ جمل، هنگامی که امیرالمؤمنین وارد بصره شد، به عیادت یکی از دوستان خویش به نام «ربیع بن زیاد حارثی» رفت که از ناحیه چشم مجروح شده بود. امام هنگامی که به منزل وی مراجعه کرد، با خانه ای بسیار فراخ مواجه شد و پس از جویا شدن احوال ربیع، در پاسخ وی مبنی بر آرزو کردن مرگ فرمود: پس این خانه فراخ و وسیع را برای چه می خواهی؟ جعفری ادامه داد: ربیع در پاسخ به امام فرمود: من چه باید بکنم؟ امام پاسخ داد: البته اگر در این خانه حقوق الهی پرداخت شود، به نیاز مستمندان رسیدگی شود و آنها را میهمان این خانه کنی، اشکالی ندارد و می توانی در همین خانه به وظایف انسانی خود عمل کنی.
 
این مترجم و شارح برگزیده نهج البلاغه افزود: ربیع به امام فرمود که ای امیرالمؤمنین! برادرم «عاصم» را دریاب که در گوشه ای نشسته و لباس ژنده و پشمینه پوشیده است و به دنیا نمی پردازد. امام با شنیدن این سخن برآشفت و برادر وی را احضار کرد و وقتی احوال وی را مشاهده کرد، بر سرش فریاد زد: «ای دشمنک نفس خویش! تو کوچک تر از آن هستی که خداوند نعمتی به تو بدهد و از آن استفاده نکنی».
 
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز با بیان اینکه به کار بردن عبارت «دشمنک» از سوی امام از روی تعمّد و برای تحقیر عاصم به کار رفته است، ادامه داد: در این هنگام، عاصم با تعجب به امام (ع) فرمود: ای امیرالمؤمنین! تو خود در خوراک و لباس از من نیز ساده تر هستی، پس چگونه مرا به پرداختن به دنیا امر می کنی؟ امام فرمود: اشتباه نکن، مسئولیت من، همگانی و عام است و باید خود را در حد پایین ترین شخص اجتماع قرار دهم تا مبادا فقر او باعث طغیانش شود، اما تو مسئول خود و خانواده خویش هستی و باید برای فراهم کردن رفاه خود و خانواده ات بکوشی، ضمن اینکه به وظیفه دینی و اخروی خویش نیز باید رسیدگی کنی.
 
جعفری در پایان تصریح کرد: امام علی (ع) همواره امر به رعایت اعتدال می کرد و به کار کردن برای یک زندگی انسانی متعادل و متوسط در این جهان و غافل نشدن از وظایف اخروی اعتقاد داشت.


ادامه مطلب

[ شنبه 4 آبان 1392  ] [ 03:07 ب.ظ ] [ ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آرشيو مطالب
آمار سايت
كل بازديدها : 3239 نفر
كل مطالب : 7 عدد
آخرين بروز رساني : شنبه 4 آبان 1392 
امکانات وب
<-BlogTitle->